یک شاخه گل
( مجموعه سروده های طنز سیاسی - اجتماعی - اقتصادی و.....و)
آرزوی اسکناس آرزو دارم ببینـم ماه روی اسکناس بشنوم در خـانه ام من های و هوی اسکناس می شتـابم در به در در کوچه و پس کوچـه ها پا برهنـه از برای جستجوی اسکناس حیف اما می پرد این بی وفا از دست من بی نصیبم از صـدای گفتگوی اسکناس موی زیبـا در جهـان بسیار هست اما که من واله ای هستـم اسیـر تار موی اسکناس عاقبت ترسم ازین بازیچـه های روزگار نسل من هـم نگذرد از پیش روی اسکناس آرزو دارم رسد روزی که من در پایتخت منـزلی سازم شمال شهـر و کوی اسکناس عنکبوتی تار بستـه توی جیب جامه ام خانه ام هـر گز ندیده کور سوی اسکناس یاد آن ایام بگذشتـه که چون برقی گذشت میشدم هرروز و هـردم مست بوی اسکناس سام خان چوگان طنزت گر چه بازی میکند تا ابد ضربه نخواهـد زد به گوی اسکناس ☺ نوشهر- آذر -۱۳۷۳☺ خانه ما توی شهر کوچک و بی نام ما یک خیابان آنطرف تر کلبه ای هست محقر مال ماست ماه هایش مثل برج زهر مار باغهایش دودی و نیمه خمار شیشه هایش تار تار مثل ابر بار دار شاخه های یاس باغش بی کوپن همچون منند غنچه هایش قرض دار اسبهایش بی سوار برگهایش خار دار سروهایش منحنی در زیر بار قرض من دربهایش زنگ زده دیوارها بی پنجره یک نفر آنجا کنار پنجره می نگاهد بر غبار آینه رو به تنها ماندگار آینه قصه سردرگم باغ مرا مثل یک بچه کبوتر ساده کردند عاقبت هم مثل بند کفش من بیچاره کردند
دست من در جیب و جیبم خالی است
جیب تنگم ساده و غربالی است
از خجالت جیب هایم پاره شد
همسر من دست بر غداره شد
زین خجالت می شود حالم خراب
می شود یخهای قطبی آب آب
می شود برگ درختان زرد زرد
آفتاب عمر ما هم سرد سرد
می شود روی عیالم باز باز
وآن زبان تلخ او بر من دراز
نیش دندانش برایم تیز تیز
زیر پای زندگی هم لیز لیز
گاه چون لیلی و مجنون می شویم
از خجالت گاه میگون میشویم
صد جگر گردد به حال ما کباب
چشمه های عشق ما گردد سراب
کوله باری دارم از شرمندگی
بد تر از این هست آیا زندگی
می شود جیبم تهی از هر طرف
می شود موی سیاهم برف برف
می زنم سیلی به زیر گوش عشق
می نهم هجران را بر دوش عشق
ای خدا زانو زنم در پیش تو
کاین همه شاه و گدا درویش تو
جیب مارا پر نگردی باک نیست
جای ما در این زمین و خاک نیست
از کجا آرم کرایه خانه را
یا جهاز دخترم افسانه را
احمدم را عاقلی یادش بره
پول دانشگاه آزادش بده
بس گله کردم زخود شرمنده ام
در مصاف زندگی بازنده ام
لطف کن یارب رهایی را ببخش
زین سیه دل بی حیایی را ببخش
یا به من دارایی و ثروت بده
یا به فردوس برین رجعت بده
| Design By : Night Melody |


